این سخن امین است ولایق قبول تام که مسیح عیسی بدنیا امدتا گنا هکاران را نجات یابند که من بزرگتر ین آنها هستم .نامه پولس رسول به تیمو تاوس


مجله هفتگی روحانی برای دوستداران مسیح


مجله هفتگی ر وحانی  مسیحی


مجله هفتگی ر وحانی  مسیحی



ONLINEIRAN.IR Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
: در نهایت جستجو  علی مهر


در نهایت جستجو  علی مهر

از معلم شیمی پرسیدم : استاد محبت چیست؟ اندکی فکر کرد گفت نوعی ماده ی حلال هست که همه را در خود حل میکند.

از معلم زبان پرسیدم : شما میداتید معنی محبت کدام هست اوپاسخ داد درانگیسی به ان لاو می گویند ودر فرانسه  اموق ودر یونانی اگاپه.میتوانی از دیکسیونر  کمک بگیری.

بدنبال استاد ادبیات رفتم  .استاد وافعا شما می دانید ریشه محبت ازکجا می آید؟ او با احساس پاسخ داد :از لیلی ومجنون از فز هاد وشیرین وشایدهم از شمس و مولانا.

از استاد دینی پرسیدم ، استاد میدانم که شما بهتر همه از همه با واژه محبت آشنا هستید  محبت برای شما چیست؟

اوجواب داد: پسرم  شناخت حلال وحرام خدا.

با نومیدی به سوی استاد تاریخ رفتم ازاو هم پرسیدم  جواب او این چنین بود:   محبت ظهور حکومت های  مردمی وفقدان ان سلسله سقوط  قلب انسان هست.

از پاسخ او چیزی نفهمیدم  این را با استاد هندسه درمیان گذاشتم پاسخ اومرا گیج تر کرد:محبت  نقطه ای هست که به حول نقطه قلب می چرخد.

شما چیزی از ان فهمیدید؟  وبالاخره بسوی معلم جبر رفتم از استاد جبر پرسیدم مجبت چیست؟

اوگفت : محبت مسئله ی هست  که ان را با اتحاد حل میکنن.

روز ها میگذشت در میان کتابها  در دورن قلب انسان ها در جستجوی این  بودم که معنی محبت چیست؟

وسرانجام یک روز  ان را در دورن کتابی یافتم که نوشته بود  مجتت خدا هست.وبه عبارت دیگر خدا محبت هست محل ان را دران کتاب به تو نمیگویم خودت پیداکن  ولی  نام آن کتاب را برایت مینویسم : آن کتاب انجیل  یعنی کلام زنده خدا هست میخواهی با این

خدای مجبت اشنا شوی؟



| نظرات [0]






: فرزند خواندگی  علی مهر


فرزند خواندگی 

 

 

یک روز در کلاس درس فیلمی نمایش داده می شود ، که هر یک از دانش آموزان  در مورد آن به نحوی اظهار نظر می کردند ، یکی ار دانش آموزان دختر گفت : این دختر که در فیلم است فرزند خوانده است چونکه موهایش شبیه مو های پدر و مادرش نمی باشد . به او گفتند تو از کجا میدانی ؟ دختر پاسخ داد : برای اینکه من فرزند خوانده هستم . یکی از بچه ها پرسید فرزند خواندگی  یعنی چه ؟ او گفت : فرزند خواندگی یعنی اینکه بچه نه در شکم مادر بلکه در قلب او رشد می کند .در کلام خدا انجیل یوحنا باب اول آیات دوازده تا چهارده می خوانیم : اما به همه کسانی که او را پذیرفتند این حق را داد که فرزندان خدا یعنی به هر کسی که به نام او ایمان آورد . آنانی که نه با زادنی بشری ، و نه از خواهش تن و نه از خواسته یک مرد ، بلکه از خدا داده شدند . فرزند خواند گی یکی از جنبه های کار رهایی بخش مسیح است که فقط می توان آن را در پرتو تعلیم فیض درک کرد . من نمی خواهم در گسترة این  آموز ه، وارد شوم که پولس بیشترین تاکید را در انجیل بروی این تعلیم داشت و بیشترین آیات هم در رسالات پولس منعکس شده است . واژه یونانی که در کتاب مقدس فارسی پسر خواندگی ترجمه شده است ، در رومیان 4/9 یکبار به قوم اسرائیل اطلاق شده ، یکبار هم به معنی وسیع کلمه هنگام ظهور مسیح « رومیان 8/33 » سه بار به عنوان یک واقیعیت موجود در زندگی مسیحیان « رومیان 16ـ15 /8 » غلاطیان « 4:5 » افسسیان « 1 :5 »به کار رفته است .در مورد این موضوع که ریشه لغت فرزند خواندگی را پولس بکار میبرد یهودی ، یونانی ، رومی و یا چیز دیگری بود که تا بحال بحث زیادی بعمل آمده است ، نمی خواهیم زیاد وارد این مقولات شویم هر چند که کنکاش و بررسی  آن رادر مسئولیت ایمانداران نیز میدانیم . ولی آنچه را که برای ما مهم است ،اینست بدانیم در رابطه با مسیح هویت ما چیست ؟ ما خود را چگونه معرفی می کنیم ، آیا ریشه خود را در مذهب می بینیم که از نسلی به نسل دیگر و یا از مذهب قبلی خود بریده به مذهب دیگری پیوند خورده ایم ؟. تجربه نشان داده است که ریشه بسیاری از سرگردانی ها و به بن بست رسیدن ما در مشکلات ، ندانستن این واقعیت است که نمی دانیم در مسیح ، ما کیستیم جایگاه حقوقی خود را در مسیح نمیشناسیم و این شناخت قطعا در تجربه های سخت کمک زیادی به ما خواهد کرد . در دوم قرنتیان باب 6 آیه هیجده می خوانیم : من شما را پدر خواهم بود و شما مرا پسران و دختران خواهید بود . آیا پدر یا مادر و یا وابستگان خود را از دست داده اید ؟ آیا تنها هستید ؟ آیا خود را فاقد ریشه یا هویت می دانید ؟ به این صدا اطمینان کنید که می گوید : چرا که شما روح بندگی را نیافته اید تا باز ترسان شوید بلکه روح پسر خواندگی را یافته اید که بواسطه آن ندا در می دهیم ابا یعنی پدر . رومیان « 8:5 »  



| نظرات [0]






: بخشش مسیحی


بخشش مسیحی

 

بخشش مسیحی یعنی چه ، آیا میتوانی آن را برای ما معنی کنی ؟ او می گوید این داستان دو دوست هست که در بیابان با هم راه میروند ، بعد از مدتی راه رفتن بین آن دو مشاجره در می گیرد و در یک لحظه یکی از آندو  یک سیلی محکم به دوست خود می زند و این دوست خیلی غمگین می شود ولی هیچ چیز نمی گوید فقط بروی شن های بیابان یک جمله می نویسد : امروز از بهترین دوست خود سیلی خوردم : . آنها به راه خود ادامه می دهند ناگهان به یک دریاچه بزرگی می رسند که باید ناچارا با شنا از آن عبور کنند آنکه سیلی خورده بود شنا نمی دانست و در حال غرق شدن بود و اینجا بود که آن دوستش نجاتش میدهد. همینکه به تخته سنگهای ساحل می رسند بروی یکی از سنگها اینطور حک می کند : امروز بهترین دوستم زندگیم را نجات داد : آن دوست متعجب شده از او می پرسد وقتی به تو سیلی زدم تو آن را بروی شن نوشتی ولی حالا بروی سنگ نوشتی ؟ آن مرد به دوستش پاسخ داد : هنگامیکه از زخمها و دردهایی که دیگران برایمان می سازند آن را بروی شن می نویسم تا باد بخشش آنها را پاک نماید ولی وقتی نیکوئیها و محبت دیگران را بیاد می آورم آن را بروی سنگ حک می کنم تا هیچ چیز نتواند آن را پاک کند . یاد بگیریم که رنجش های خود را بروی شن و شهادتهای خود را بروی سنگ بنویسیم چرا که بخشش ما و شهادت ما این هست برای همیشه بروی سنگ حک شده و هیچ وقت پاک و باطل نمی شود .



| نظرات [0]






: تفاوت های ملکه وشتی با استر


 

تفاوت های ملکه وشتی با استر ملکه!

۱ سموئیل ۲: ۶-۸
شاید با مطالعه این متن از خود بپرسیم معیار های خدا برای پست کردن و یا بلند کردن و یا فقیر ساختن و غنی نمودن چیست؟

پاسخ این سئوال را نه در او بلکه در واقع باید در آنچه از جانب انسانها انجام میگیرد جستجو نمود!! بعبارت دیگر : ما انسانها آنچه از او دریافت کرده و میبینیم بطریقی میتواند همانا بازتاب آنچه باشد که از خود ما ظاهر شده و عکس العمل دریافتی از جانب خدا صرفا بازتابی است ناشی از عدالت او .

در تاریخ کتابمقدس ۲ زن وجود داشتند که برای این موضوع مصداق خوبی می باشند:
۲ نفری که روزگاری هر دو در مملکت و امپراطوری پارس در مقام ملکه بودند . یکی ساقط میشود و دیگری برافراشته میگردد یکی از اریکه قدرت و جلال بزیر افکنده میشود و دیگری عزت می یابد . ملکه وشتی و استر ملکه .
۱) وشتی زیبا بود و مغرور اما استر زیبا بود و فروتن (استر ۵:۱-۸ و استر ۱: ۱۰-۱۲ )
آن یکی پادشاه خواهش میکند و دنبالش میفرستد و نمی رود ولی این یکی حتی در شرایطی که جانش در معرض خطر قرار میگیرد به حضور پادشاه میرود
۲) وشتی به مهمانی که پادشاه برایش گرفت نرفت تا در آن جلال و شکوهش را نشان دهد ولی استر خود برای پادشاه جشن گرفت و پادشاه را به آن دعوت نمود
چقدر شبیه قوم بنی اسرائیل و کلیسا که اولی پادشاه که خود خداوند باشد مهمانی میگیرد و او را دعوت میکند ولی بنی اسرائیل با عذر و بهانه نمی رود اما دومی که استر باشد نماینده کلیسا امروز خود در تدارک جشنی برای پادشاه آسمانی سرورمان عیسی مسیح است
در واقع هر جلسه پرستشی که امروزه توسط این استر (یعنی همانا کلیسا ) برگزار میگردد در حکم پیش در آمدی برای استقبال از این داماد آسمانی است
۳)در زمانی که اخشورش پادشاه یا همان خشایار شاه مشغول جشن بود وشتی هم برای خودش مجلس زنانه ایی تشکیل داده و به عیش و عشرت مشغول بود (استر ۱: ۹)
اما در زمان استر زمانی که باز پادشاه در جشن بود استر در دعا و روزه بسر میبرد
( استر ۳: ۱۵ و استر ۴: ۱۵-۱۶ )
۴) وشتی همه عزت و جلال را برای خودش میخواست به نحوی که حتی وقتی پادشاه میخواست زیبایی او را به دیگران نشان دهد او امتناع نمود اما استر در شرایطی که میتوانست قومیتش را انکار کند و در قصر در رفاه و جلال بسر برد همه چیز را برای قومش خواست و حتی برای باز شدن راه نجات برای انان جانش را به خطر انداخت ( استر ۴: ۱۶ )
و بالاخره نتیجه این رفتارها چه میشود :
۵) نتیجه عمل وشتی این بود که نه فقط از عزت و جلالش افتاد بلکه نامش هم از یاد ها رفت
اما نتیجه عمل استر این بود که نامش تا ابد جاودانه شد و یهودیان متعصب که قومی بودند که جز اعیاد مذهبی روز دیگری برای آنان روز جشن و شادی محسوب نمی شد از آن زمان به بعد بیادگاری خدمتی که استر برایشان انجام داد یک روز را بعنوان یک عید ملی در اعیادشان قرار دادند بنام (( عید پوریم )) که بیاد بود خدمت ملکه استر در مملکت پارس جشن میگیرند .

و اینچنین است که طبق( ا سموئیل ۲: ۶-۸ ) خدا فقیر می سازد و غنی میگرداند و یا پست میکند و بلند می سازد .

خداوند شما را برکت دهد

 

 



| نظرات [0]






: آرزوهای شما در مسیح  بقلم ع=مهر


آرزوهای شما در مسیح .....

پولس در رسالهُ فیلیپیان برای مسیحیان فیلیپی اینطور دعا می کند : پیوسته در هر دعای خود برای جمیع شما به خوشی دعا می کنم به سبب مشارکت شما در انجیل ..... برای ایمانداران شهر کولسی اینطور شادی می کند پیوسته برای شما دعا می کنم چونکه ایمان شما را در مسیح عیسی و محبتی را که با جمیع مقدسان می نمایید ، شنیدم و همچنان ادامه می دهد  باز نمی ایستم از دعا کردن برای شما و مسئلت نمودن تا از کمال معرفت اراده او در هر حکمت و فهم روحانی پر شوید . آرزوهای خود را در بارهُ ایمانداران شهر تسالونیکی اینطور بیان می کند : پیوسته در بارهُ جمیع شما خدا را شکر میکنم و دائما در دعا های خود شما را ذکر می نماییم چون اعمال ایمان شما و محنت محبت و صبر امید شما را در خداوند ما عیسی مسیح در حضور خدا و پدر خود یاد می کنیم و همچنین آرزوهای اورا برای فلیمون ببینید : خدا را شکر می کنم پیوسته تو را در دعا های خود یاد می آورم چون که ذکر محبت و ایمان تو را شنیدم که به عیسی خداوند و به همهُ مقدسین داری . نیاز ها ، توشه های روز مرهُ بسیاری از آرزوهای روزانهُ ما را منعکس می کند این نیاز ها گاهی بس حقیر و کوچک هستند و زمانی نیز بزرگ و موجه می باشند در هر حال چه بزرگ و خواه کوچک ما آنها را در دعا قرار می دهیم و گاهی هم می خواهیم با تجربیات و منطق های انسانی آنها را حل نما ئیم شکست ها و پیروزی های زندگیما ن محتوای آرزوهای روز مرهُ ما را تشکیل می دهند .اما براستی آرزوهای موجه یک ایماندار  چه چیز هایی می تواند باشد ؟ به عبارت ساده تر در مسیح ما چه آرزویی می توانیم دنبال کنیم ؟ آیا همهُ هدف زندگی ما سپری شدن این ایام در آرامش و در رفاء بایداین باشد که با ایمان به عیسی مسیح حتما تحقق یابد ؟ تعمق در اندیشه های کتاب مقدس غوطه ور شدن در دیالوگ های خداوند مان عیسی مسیح و نگرش در زندگی مردان خدا اهداف و آرزوهای دیگری را برای ما ترسیم می کند که قطعا ار نان و مسکن و دمکراسی فراتر می باشند ، شاید پاسخ این باشد که سوژه های دیگری برای دعا نمی یابیم . بسیاری از وقایع و معجزات که در دنیای مسیحیت اتفاق می افتد ربطی با زندگی شخصی من ندارد . شما در چه زمانی زندگی می کنید ؟ شاید پاسخ این با شد در عصر انفور ماتیک ، در عصر تغیرات آب و هوایی ، در عصر بحران های کارگری و اقتصادی . ولی یک ایماندار به زمان تنها از مجرای حوادث و پیشرفتهای علمی نگاه نمی کند بلکه زمان برای او رسیدن به منجی و نجات دهندهُ اوست که تنها از طریق کلام خدا تحقق می یابد . نگاه از زمان ، نگاه به مکاشفه است مکاشفه ای که تنها انهدام این جهان نیست بلکه نها یتا به نجات این جهان می انجامد . آیا می دانید ما در چه زمانی زندگی می کنیم ؟ کرونو متر زمان چه مفهوم و واقعیتی را برای ما روشن می سازد ما در زمانهای آخر قرار داریم یعنی در عصر کلیسا هستیم شاید تصور این باشد که مفهوم زمان آخر یک لحظهُ کرونومتری است در طرف العینی اتفاق می افتد ، ولی زمان های آخر برای کلیسا یک فرصت هست و برای ایمانداران یک غنیمت است که بتوانند با خداوند برای نجات جهان همکاری کنند . زمان آخر یک پریود است و یک پروسه ، و به زبان ساده تر یعنی ما در دقایق 90 هستیم دقایقی که قطعا سوت داور به صدا در خواهد آمد و مسیح باز خواهد گشت . امروزه میلیارد ها انسان بروی کرهُ زمین زندگی می کنند  که هنوز فرصت دارند بشارت و نجات عیسی مسیح را شنیده و لمس کنند و قطعا تعداد زیادی از آنها باید ایمان بیاورند . بطور یقین کلیسا به صد ها هزار مبشر برای کار خداوند نیاز مند می باشد در میان کشور های عربی و مسلمان به هزاران نفر برای کار خدا و ترویج انجیل نیازمند می باشد ، برای انتشار میلیون ها جلد کتاب مقدس باید شبانه روز دعا کنیم .آرزوتان برای  کلیسای ایران چیست؟ نگاهی کوتاه درمیان سایت ها و وبلاگها داشته باشید ده وشاید صدها سایت و  وبلاگ مسیحی را می بینید با عنوان ها ومفاهیم گوناگون ،که هر کدام جلوه خاصی از جلال خداوند را نشان می دهند. شاید  فکر میکنیدکه بسیاری از انها از تعالیم استوار وبنیادی بر خوردار نیستند واین نمیتواند نادرست باشد ولی چقدر برای اصلاح وبهتر شدن انها دعا میکنید نگاهی به رادیو و تلویزیونهای مسیحی بیاندازید که با برنامه ها وموعظه های متنوع خود به جلال دادن خداوند مشغول هستند آیا این باعث شادی شما نیست؟

  کتاب های مسیحی را ببینید و ترجمه های مختلف و مجلات کاغذی و مجلات انترنتی آیا همهُ اینها باعث وحشت ماست یا شادی ماست ؟ آیا با رشد آنها نام خود را از دست می دهیم و آیا کلیسای ما فراموش می شود ؟ به این جملهُ پولس نگاه کنید فلیپیان باب هیجده :پس چه ؟ جز اینکه در هر صورت خواه به بهانه ، خواه به راستی ، به مسیح موعظه می شود و از این شادمانم بلکه شادی هم خواهم کرد .آرزوهای ما در مسیح می تواند این باشد : زیرا که مرا خوشی کامل و تسلی رخ نمود از محبت تو از آنرو که دلهای مقدسین از تو ای برادر استراحت می پذیرد. در پایان : زیرا چیست امید و سرور و تاج فخر ما . مگر شما نیستید در حضور خداوند ما عیسی در هنگام ظهور او ؟ زیرا که شما جلال و خوشی ما هستید .      



| نظرات [0]






: ارزش صلیب


ارزش صلیب          ع=خ

درایام عید قیام در آمریکای جنوبی ، جشنهای مذهبی خاصی برگزار می شود ، این جشنها شامل کارناوال و دسته های مذهبی می باشند . ولی آنچه بیشتر خود را نشان می دهد ، این است که هر شرکت کننده باید با خود یک صلیب حمل کند . بدیهی است در این پریود از فصل ، کار فروشندگان و سازندگان صلیب بسیار پر رونق است در این بازار ها صلیب از هر نوع و از هر قیمتی بالا و پایین یافت می شود و بسیاری از فروشندگان مغازه ها و دوره گرد ها فریاد میزدند :صلیب ارزان قیمت :و تعدادی نیز صلیب ارزان قیمت را بر صلیب گران قیمت ترجیح می دهند . صلیب ارزان قیمت چه تفاوتی با صلیب گران قیمت دارد ؟ و اصولا صلیب ارزان قیمت یعنی چه ؟ برای قانع کردن خود ، این تصویر در ما ایجاد می شود صلیب ارزان قیمت یعنی مذهب ارزان قیمت. مذهبی که برای آن هیچ چیز پرداخت نشده ، مذهبی که در آن خدا کر و لال است ، مذهبی که در آن می توان همه چیز را آسان بدست آورد ، مذهبی که در آن هیچ رنجی و باری برای انسان فراهم نمی کند و عامیانه بگویم صلیب ارزان قیمت یعنی صلیبی که سنگین نیست و می توان هر روز آن را بر گردن و یا روی لباسهای خود قرار داد بدون آنکه احساس سنگینی و گناه کرد. آیا براستی می توان صلیب را ارزان یا گران خرید ؟ آنچه که از کلام خدا می فهمیم : صلیب یک نجات رایگان به انسان هدیه می کند و از بابت آن خداوند هیچ پولی از انسان نمی گیرد و قیمت آن آنقدر گرانبها است که نمی توان برای آن ارزش عددی قائل شد . بنابراین صلیب ارزان بدست نیامده و برای اینکه بدانید که صلیب چقدر گرانبهاست به آیات زیر مراجعه کنید . اشعیا 52:3 اول قرنتیان 2:20 مکاشفه 5:9 .حکایت بالا نشان از این الهیات دارد که قوت صلیب را نمی بینند یا آن را نا چیز می شمارند ، برای ما صلیب قوت خدا است که در آن نجات انسان نمایان می شود و اگر به صلیب نگاه می کنیم نجات خود را بیاد می آوریم .اول قرنتیان 18و17 :7.

 



| نظرات [0]






: دو خط موازی


 
دو خط  موازی    علی مهر

 

معلم وارد کلاس شد ودوخط موازی بر تخته کشید . پسرکی در کلاس درس آنها را روی کاغذ کشید. آن وقت دو خط موازی چشمشان به هم افتاد . و در همان یک نگاه قلبشان تپید و مهر یکدیگر را در سینه جای دادند. خط اولی نگاهی پر معنا یی به خط دومی کرد و گفت: ما میتوانیم زندگی خوبی داشته باشیم... خط دومی از هیجان لرزید . خط اولی:... و خانه ای داشته باشیم در یک صفحه ی دنج کاغذ.. من روزها کار میکنم . میتوانم خط کنار یک جاده ی متروک شوم ... یا خط کنار یک نرده.خط دومی گفت: من هم میتوانم خط کنار یک گلدان چهار گوش گل سرخ شوم، یا خط کنار یک نیمکت خالی در یک پارک کوچک و خلوت! چه شغل شاعرانه ای...! در همین لحظه معلم فریاد زد:
دو خط موازی هیچوقت به هم نمیرسند و بچه ها تکرار کردند...

دردستور زبان هر قومی  واژه های هستند  بنام متضاد.به  عبارت دیگر ضد هم هستند مانند سیاه و سفید، ترش وشیرین، فقیر وثروتمند.در فلسفه وعلوم هم با  متضاد ها زیاد برخورد میکنیم در مناسبات مذهبی متضاد ها وحلال وحرام بسیار زیاد هستند. بنظر شما بزرگترین  تضاد انسان چیست ؟ مرگ وزندگی . ولی در قیام مسیح مرگ  مغلوب زندگی شد.وزندگی پیروز شد.همین برای ما کافی هست بدانم که درمسیح مرگی وجود   ندارد اگر قیام مسیح را جشن را  میگیرم بخاطر این هست میدانیم که هرگز نمی میریم بنابراین فرباد میزنیم که دوخط موازی درصلیب مسیح همدیکر را قطع میکنند  یعنی به هم میرسند  .این مسیر نبود جز اینکه محبت خدا درمسیح.

لحظه های شیرینی  دراین روزهای  شاد برای شما آرزو میکنیم

 

 

 



| نظرات [0]






: نفاشی کودکانه


نقاشی کودکانه

نوشته : ع=مهر

 

معلمی در کانون شادی کلیسا از بچه ها خواسته بود که ملکوت خدا را نقاشی کنند. بچه ها با ماژیک وآب رنگهای خود، تصویرهای زیبائی با سوژه های مختلف خلق نمودند.همه آنها زیبا و روحانی بودند وجنبه های خاصی از ملکوت خدا را توصیف می نمودند.

ولی  در میان آنها کودکی غمگین وخاموش ایستاده بود وکاری انجام نمی داد.معلم از پرسید که چرا خاموش وغمگین هستی؟

اوپاسخ داد که با فرشته دوست کانون شادی قهر هستم چگونه میتوانم ملکوت خدا را نقاشی کنم در حالی که دوست ندارم او در نقاشی من باشد.

چه تصویری از ملکوت خداوند در ذهن خود داریم؟ اساسا انجا چگونه جای هست؟چه کسانی باید در آنجا باشند ؟ چه اشخاصی را دوست داریم در انجا بببنیم  وسوال دردناک  اینست که : چه کسانی را دوست نداریم در آنجا ببنیم؟

شاید بیسیاری از ایمانداران هستند که هرگز  به این سوالات فکر نکرده اند وشاید  واعظان زیادی هستند که سالها درباره ملکوت خدا موعظه  میکنند ولی هرگز حاضر نبودند بطور جدی  به این پرسش ها پاسخ دهند.

بدون شک واضحترین چیزی که میدانیم این است که ما در عصر کلیسا بسر میبریم در پایان این عصر کلیسا ربوده خواهد شد و زندگی  تازه ای با خداوند اغاز میشود. سوال روشن   وواضح این است که رسالت کلیسا چیست؟  پاسخ آن روشن وساده است:

گسترش  ملکوت خدا وایجاد تسهیلات وتمهیدات لازم برای ورود انسانها به ملکوت خدا از طریق  ایمان به پسر خدا. نکته ای که الفبای آن را هر ایماندار ساده ی می داند.

ولی نکته حساس ودردناک  این است  که آیا حاضر هستیم با انسانهای  که شیوه  وروشها وحتی گاهی تعلیمهایشان با ما یکی نیستند درملکوت خدا یکی ومتحد باشیم

آیا  اعتقاد داریم که جای ایماندار در ملکوت خدا هست ؟وآیا آرزو ی ما این است که همه انسانها را در آسمان ببینیم؟

آیا واقعا از عمق وجود خود  حاضر هستیم  ایماندارانی را که به عناوین مختلف ما را زخمی نموده اند در ابدیت  با انها زندگی کنیم

رن وشوهر ایماندار  که میخواهید از هم جدا شوید  جه پاسخی برای این سوال دارید.؟

درست است که ملکوت خدا جای اکل وشرب نیست ولی یقنناباید ایمانداران  در کنار هم زندگی کنند.شاید پاسخ  دیگر این باشد که ملکوت خدا  جای این حرفها نیست واین سوالات کاملا بچگانه هست ولی این واقعیت هست وقتی براداران و خواهران  ایمانی خود در اینجا نمی توانیم تحمل کنیم  وتحت عناوین  تعلیم غلط، گنا هکار تک رو ، مغرور نا فرمان و.........از خود دور می کنیم چگونه انتظار داریم وقادرهستِم که در ابدیت،باانها بسرببریم جز اینکه تصور این باشد که یکی از این دو وارد ملکوت خدا نمیشوند که این ممکن نیست. شاید فکر میکنیم که ملکوت خدا منحصر به کلیسا وگروه  قوم ما هست. درهمه  این نفاق ها استناد به کتاب مقدس وسخنان پولس رسول می نمایم. پولس به درستی معنی ومفهوم اتحا د ونفاق را می شناخت درک اواز اتحاد وملکوت خدا یک احساس همبستگی ویک همدردی اومانیستسی نبود پولس معنی ومفهوم کلیسای محلی را خوب می شناخت چرا که رساله های او نامه های کلیسائی بود به کلیسای محلی. او خوب می دانست که مفهوم کلیسا فراتراز جمع شدن واجتماح ایمانداران هست ولی اوهیچگاه کلیسای محلی از کلیسای جهانی یعنی بدن مسیح جدا نمیدید.(افسسیان باب چهارم آیات چهارم تا ششم :که یک جسد هست ویک روح وچنانکه دعوت شده اید در یک امیددعوت،یک خداوند ، یک تعمید،یک خدا ، یک پدر..............)

ا گر مفعوم این حقیقت به ظرز کتاب مقدسی فهمیده نشود  این خطر وجود دارد به اسانی به سوی دوآلیسم افلاطونی سوق داده شویم اینکه کلیسارا دوگونه ببینیم کلیسای ایده ال  ودیگری کلیسای زمینی. درکلیسای که روی زمین وجود دارد تکه تکه می بینیم واین زیاد نمی تواند عیب باشد با توجه به زبان ، فرهنگ وسلیقه حتی می تواند توجیه پذیر نیز باشد در حالی کلیسای روحانی وایده ال تکه تکه نیست و  برای همه واضح ومبرهن است که عیسی خداوند سر این کلیسا هست  لوتر گر چه پیشتار حرکت اعتراضی پروتستان گردید ولی اومعترض نبود اوبه سادگی انچه را در دیرها وملاقاتهای شخصی با خداوند دریافت کرده بود بیان می کرد که کتاب مقدس یگانه مرجع ایمان ما است ولی او هرگز نمی خواست که کلیسا را به دو دسته  تقسم کند واگر تاریخ ان دوره بخوبی مطالعه شود وگروهها ودسته های زیادی بودند که مقاصد سیاسی خودرا دنبال میکردندوحتی تئوری های اقتصادی این حرکت را ضرورت رشد سرمایه داری می دانستند وبه این اختلاف دامن می زنند.  شاید تصویر های بالا  یک نقاشی کودکان باشد از ملکوت خدا، ولی این حقیقت را نمی توانیم انکار کنیم که اسمان باید نه تنهاجای همه ابمانداران باشد بلکه محل ابدیت انسانهای نیز باشد که در آینده نجات  خواهند آورد پس دعا کنیم برای این تصویر

قشنگ اسمانی. وثمره این دعا توبه هست به انسانها ی که به انها بدی کرده ایم وبخشش هست به  انانی که به ما بدی کرده اند     

     

 

 



| نظرات [0]






: مسیحیت وکتاب مقدس


  مسیحیت و کتاب مقدس

 

.

مسیحیت یکی از ادیان الهی است که خداوند  توسط عیسی مسیح به بشریت عطا نمود .مسیحیان را بدین دلیل بدین نام می خوانند که همواره از عیسی مسیح سخن می گوینــد .تولد عیسی منحصر به فرد بود و شاید عجیب ترین تولد تاریخ بشریت .فرشته خداوند بر مریم ظاهر شده گفت :«ای مریم ، ترسان مباش ، زیرا که نزد خدا نعمت

یافته و اینــک حامله شده پسری خواهی زاییدو او را عیسی خواهی نامید» (لوقا باب یک آیه سی و یک) عیسی از اِین جهت فرزند خــــدا خوانده شد زیرا توسط روح خـــدا حامله گشت و پدر انسانی نداشـــت .عیسی از نظرشخصیتی کاملا شبه خداست و دارای شخصیت کاملی است، زیرا که او  هرگز گناه نکرد و مطیع پدر آسمانی خود بود.کتاب آسمانی عیسی همان انجیل،  بمعنای خبر خوب  می باشد

مسلمانان مدعی هستند که کتاب مقدس مسیحیان تحریف شده است و در کتاب انجیل واقعی وعده آمدن پیامبر دیگری به نام محمد داده شده است وبرخی از آنان می گویند که کتاب انجیل برنابا، انجیل واقعی است .

این موضوع از چند نظر قابل بررسی است .اول اینکه فرض کنیم کتاب مقدس تحریف شده باشد این تحریف چگونه و در چه زمانی صورت گرفته و چه آیاتی از این کتاب آسمانی مورد تحریف قرار گرفته است .همانطور که می دانیــــم مسیحیت بسرعت در قرن اول میلادی گسترش یافت،و دامنه جغرافیــایی آن بحدی وسیع گشته بود که چندین ماه طول می کشید تا بتوان به نقاط دور افتاده ای که مسیحیان در آن زندگی می کردند مسافرت نمود.و طبیعتــــــاً مسیحیان اولیه نسبت به کتاب آسمانی خود و حفظ آن بسیار حساس بودند .حال تصور کنید گروهی تمامی کتـــاب های مقدس را در زمانی مشخص جمع آوری کند آن را تحریف نموده و دوباره در اختیار پیروان مسیح قرار دهد بدون آن که کســــی از مومنین واقعی مقاومتـــــــی نماید. در هیج کجای تاریخ از وجود چنین واقعه ای سخنی بمیان نیامده است و چنین کاری اساساً غیر ممکن و محال است.چرا که کتاب آسـمانی هر دینی برای پیروان آن دین بسـیار مقدس است و در مقابل حتی توهین به کتاب مقدس خود شدیداً واکنش نشان می دهند  ، حال تصور کنید کتاب مقدس آنها مورد تحریف قرار گیرد بدون آنکه کسی حتی اعتراضی کند .

مورد دوم که در مورد تحریف کتاب مقدس ما مسیحیان می گویند این است که   انجیل واقعی مسیح وعده آمدن پیامبر دیگری به نام محمد را داده است که این موضوع در کتاب مقدس ما مسیحیان مورد تحریف قرار گرفتــــه است و حذف شده است وبرخی کتابی ساختگی بنام انجیل برنابا  را انجیل واقعی معرفی می کنند.

حال به بررسی این موضوع  می پردازیم :تقریباًدر تمامی ادیان وعده آمدن یک موعود که جهان را  از گنــــــــاه نجات خواهد داد ، داده شده است .و پیروان این ادیان همیشه مشتاقانه منتظر آمدن این موعود هستنــــد .حال فرض کنید کسی مدعی شود آن موعود مورد نظر است ،واکنش پیروان آن دین  چگونه خواهد بود ؟دو حالت متصـــور است ، برخی او را بعنوان موعود مورد نظر قبول می کنند و برخی این ادعا را رد می کنند .و این منطقی نیست که که اساساً نام آن موعود را حذف کنند و اگر عده ای بخواهند مرتکب چنین عملی شوند شدیدا ًمورد اعتراض مومنین واقعی قرار میگیرند ، و منطقاٌ آمدن یک موعود، جزء اصول مهم آن دین گرفته و  حذف آن غیر ممکن می گردد .

اگر در انجیل واقعی آمدن پیامبر دیگری وعده داده شده بود مسیحیــان مشتاقانه منتظر آمدن آن پیامبر می بودند و هرگز نام آن پیامبر را از کتب خود حذف نمی کردند .و اگر عده ای قصد چنین کار قبیحــــی را داشته بودند ،مسیحیان واقعی شدیداً واکنش نشان می داده ، و در نهایت مسیحیت به دو شاخه تقسیــم می گشت  ،که چنین واقعه ای در هیچ جایی از تاریخ ثبت نشده است .همچنان که این اتفاق برای یهودیان معاصر مسیح  اتفاق  افتــــاد .در کتاب مقدس یهودیان وعده آمدن  مسیح داده شده است و وقتی عیسی ظهــــــور کرد یهودیان نام مسیح را از کتاب خود حذف نکردند بلکه مدعی شدند که عیسی مسیح نیست و آنها همچنان منتظر ظهور  مسیح موعود هستند .

و اما در مورد انجیل برنابا که در آن آمدن محمد وعده داده شده است.این کتاب بحدی ساختــــگی است که با خواندن آن هر فرد بی طرفی نسبت به درستی آن شک می کند .فقط برای رد درستی این کتـــاب به مقایسه ای ساده می پردازیم

فرض کنید که کتاب برنابا کتابی درست باشد ،در این کتاب آمده است که عیسی می گوید مسیحی که در کتب عهـــد عتیق وعده آمدن او داده شده من  نیستم بلکه پیامبری بعد از من خواهد آمد بنام محمد که او مسیح موعــــود است.

و اما در قرآن بارها و بارها آمده است که که عیسی همــان مسیح بود .پس یا قرآن درست کفته و یا این کتاب .و اگر از دیدگاه یک مسلمان به این موضوع نگاه کنیم پس برنابا کتاب نادرستـــــی است و قرآن اشتباه نگفته است .با همین یک استدلال ساده به تمام دوستان مسلمانی که انجیل برنابا را انجیل صحیح می دانند می توان نادرستی این کتاب ساختـگی را ثابت نمود.

و اما شواهد تاریخی زیادی وجود دارد که صحت و حقیقت  کتاب مقدس را ثابت می کند.

 شواهد  باستان شناسی که توسط کسانی چون رالیسون و لیارد , اولی,کنیون در مصر ,بابل ,اور ,سوریه و لبنان و اسرائیل کشف شده است قویاً حقیقت تاریخی کتاب مقدس را تاییــــــــــــد می کند .دست نوشته های اقوامی که علیه اسرائیل می جنگیده اند ,حوادث و رسم و رسومات کهن آنهــــا که در کتاب مقدس ذکر شده را تائید می کند با کشف  دست نوشته هـــــای اصلی و قدیمی , تعداد منتقدین کتاب مقدس  هر روز در حال کاهش است .

مهمترین کشف در سال 1974 در دریای سیاه انجام گرفت که مدرکی بسیار ارزشمند برای اثبات درستی کتاب مقدس است .این کشف عبارت از کتاب مقدسی است که قدمت آن به قرن دوم میلادی می رسد . علارغـــــــم قدمت آن , با کتاب مقدس موجود اختلافی ندارد وجز در موارد جزئی که به ترجمه برخی کلمات بر می گردد همان کتــاب مقدسی است که ما در دستان خود داریم و اصول تعالیم انبیا و حقایق تاریخــــــی بدون هیچ تفاوتی تا به امروز بدون تغییر مانده است . حال اگر به درستی کتاب مقدس یقین داریم پس باید به آنچه در آن گفته شده نیز ایمان آوریم .در یک کلام عصاره کتاب مقدس مسیح است در سراسر کتــــاب مقدس وعده آمدن مسیح و اینکه اوست که سرانجام باعث نجات انسانها می گردد و اوست که با فــــــــدا کردن خود بر صلیب باعث بخشیدن ما وگناهان ما و همه کسانی که به او ایمان آورده و در نام او تعمید گرفته اند ، خواهد گردید

 



| نظرات [0]








آخرین مطالب

  • در نهایت جستجو  علی مهر
  • فرزند خواندگی  علی مهر
  • بخشش مسیحی
  • تفاوت های ملکه وشتی با استر
  • آرزوهای شما در مسیح  بقلم ع=مهر
  • ارزش صلیب
  • دو خط موازی
  • نفاشی کودکانه
  • مسیحیت وکتاب مقدس
سوژه های روحانی هفته

http://www.jour.blogsky.com


موضوعات

بایگانی


خانه پیوند


صفحه اصلی مجله= صفحه اصلی مجله



پیوند روز
فارسی نت


FarsiNet small logo

سایت سامی تیپیت بزبان فارسی



برکت بر شما باد



نشریه گندم



مجله شبان


مجله کلمه


سایت تعلیمِی کلام خدا



رادیو صدای انجیل مجری کشیش رضا مسعودی شما می توانید برنامه امروز را ازهمین جا بشنوید



فیلم عیسی مسیح این فیلم را ازهمین جا ببینید



کتاب مقدس فارسی مِیتوانید ازهمین جا مطالعه کنید



سازمان خدمات مسیحی رضا صفا



سازمان خدمات مسیحی امانوئل


کلیسای ایرانیان گلاسگو


ایمیل بزبان فارسی



سایت زیبای عیسی مسیح


کلیسای مژده عیسی مسیح


مرکز پژوهش های مسیحی



دوره شاگرد سازی


می توانید با مسیحیان سایر کشورها صحبت کنید


سایت کلیسای فارسی


k







جستجو

جستجو در وبلاگ






خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری



آمار وبلاگ

کل بازدید ها : 1950

دایرکتوری مسیحی: فارسی نت